السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

291

جواهر البلاغة ( فارسى )

3 - و لرّد السّامع الى الصواب مع الإختصار : نحو : جاء نصر لا منصور أو ما جاء نصر و لكن منصور . يا مقيد ساختن به عطف نسق ، براى بازگرداندن شنونده از نادرستى به درستى است ، با رعايت اختصار . مانند : جاء نصر لا منصور يا ما جاء نصر لكن منصور 4 - و لصرف الحكم الى آخر نحو : ما جاء منصور بل نصر و براى برگرداندن حكم ، از كسى يا چيزى به كس و يا چيز ديگر است . مانند : « ما جاء منصور بل نصر » . 5 - و للشّكّ من المتكلم أو التّشكيك للسّامع ، أو للإبهام . نحو قوله تعالى : وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ و براى هنگامى مىآيد كه متكلم ، ترديد داشته باشد يا بخواهد شنونده را به ترديد بيفكند . يا بخواهد سخن را سربسته و مبهم بگذارد . مانند سخن خداى برين : « وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ . . . » « 1 » و بىشك ما يا شما بر مسير هدايتيم يا در گمراهى آشكاريم . در اين آيهء شريفه ، به طور سربسته و مبهم با مخاطبان ، سخن گفته شده است و مستقيما آنان ، به ضلالت متهم نشده‌اند . 6 - و للإباحة أو التّخيير . مثال الأوّل : تعلّم نحوا أو صرفا أو نحو : تعلّم امّا صرفا و إمّا نحوا . و مثال الثانى : تزوّج هندا أو أختها أو نحو : تزوّج إمّا هندا و إمّا أختها . و براى حلال‌كردن و جايز شمردن يا مخيّر دانستن مىآيد . جايى كه براى حلال‌كردن و جايز شمردن باشد ، مانند : « تعلّم نحوا أو صرفا » يا « تعلّم إمّا صرفا و إمّا نحوا » « أو » و « إمّا » در اينجا براى إباحه و جايز شمردن به كار رفته است . و مخاطب مىتواند هردو را بخواند و مىتواند يكى ار بخواند يا هيچ‌كدام را نخواند . و جايى كه براى مخيّركردن باشد ، مانند : « تزوج هندا أو أختها » يا « تزوّج إمّا هندا و إمّا اختها » در اينجا ، « أو » و « إمّا »

--> تراخى بدون ترتيب است . و گاهى « ثم » براى دور دانستن معناى جمله‌اى از جملهء ديگر است . مانند : فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ ( مؤمنون / 14 ) پس مضغه را به صورت استخوانهايى ساختيم و بر استخوانها گوشت پوشانديم سپس آن را آفرينش تازه‌اى داديم . در اين آيهء كريمه ( ثم ) نشان مىدهد كه : مضمون جملهء پس از آن از ماقبلش دور است . دانشمندان ، ترتيب در اين امور را به گونهء ترتيب زمانى گرفته‌اند يعنى : همان ترتيبى كه بر اساس وضع اين حروف ، به دست مىآيد . بنابراين ، استعمال حروف عطف ، در اين امورى كه ترتيب زمانى ندارد ، مجاز است . ( 1 ) . سبأ / 24 .